ثمینثمین، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 5 روز سن داره
ثناثنا، تا این لحظه: 20 سال و 6 ماه و 20 روز سن داره

ثنا و ثمین هدیه های آسمانی

ثمین و اولین روز ماه ربیع الاول

1391/10/24 17:18
نویسنده : مامانی
703 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به قند عسلهای شیرین خودم.

حدود 4 ماهی میشه که تو فکر این بودم  روزی که قراره ثمین کوچولو رو از خوردن شیره ی وجودم ،منع کنم ،اون چطور با این قضیه کنار میاد و عکس العملش چی میتونه باشه.وقتی که موعد از شیر گرفتن ثنا بود خیلی راحت نسبت به این قضیه برخورد کردم و ثنا جونم هم راحت پذیرفت.ولی نمیدونم چرا با اینکه ثمین تجربه ی دومم هست اینقدر استرس دارم!شاید چون ازلحاظ اخلاق و رفتار یه کم با ثنا متفاوت تره!

مادرشوهرم بهم قول داده بود که امروز میاد و ثمین رو میبره پیش خودش که از من دور باشه.هر چی از ظهر منتظرشون موندم ،دیدم خبری نیست.از طرفی هم دوست داشتم که در اولین روز این ماه مبارک،این کار رو انجام بدم.توکل بر خدا کردم و آیه های 233 سوره ی بقره و 15 سوره ی احقاف رو خوندم.نمیدونم چرا گریه م گرفته بود؟!خلاصه حس عجیب و غریبی بود.

بعد دست بکارچسب کاری شدم.ساعت 3 و نیم بود و موقع خواب بعد از ظهرش.وقتی درخواست کرد و من گفتم :"اوف شده!" یه کم ناراحت شد و دیگه چیزی نگفت.بعد از چند دقیقه اونم از روی لباسش به من گفت:"مال منم اوف شده" بعدش شروع کردیم و ادامه ی بازی با عروسکهای بند انگشتی رو شروع کردیم و کلی خندیدیم.ساعت 4 و ربع دیگه خسته بود.بردمش تو اتاق خواب و روی پاهام خوابوندمش.البته خیلی وقته که شبها بعد از پر کردن باکش،کلی بازی میکرد و من بایستی همه ی شعرها و لالائی ها رو میخوندم و بعد خودش میخوابید.

خدایا به خودت میسپارمش .توئی که ارحم الراحمینی.بهش صبر بده و به منم توان بده تا با نیروئی مضاعف این مدت رو باهاش با صبوری کردن بیشتر سپری کنم و خلائی که نسبت به این قضیه پیش میاد رو با مهر و محبتی بیش از پیش براش پر کنم.یا الله.     

                       ziba        ziba       ziba        ziba        ziba 

      
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

عمه نرگس
24 دی 91 18:29
قربون دل کوچولوش کاش بهتون نزدیک تر بودم و برات نگهش میداشتم. چرا به مامان یادآوری نکردی؟ انشالله این روزا با خاطره خوش سپری بشن
مامان فاطمه
24 دی 91 22:18
فرا رسیدن ماه ربیع الاول رو بهتون تبریک می گم. مامانی ناراحت نشو فقط دو سه روز اول سخته بع کم کم عادت می کنه.
خاله جون
25 دی 91 16:04
موفق باشی عزیزم ثمین جونم پشت سرگذاشتن این مرحله اززندگیتو تبریک میگم.
مامان ریحان عسلی
25 دی 91 17:20
سلام ای جونم چه دعای قشنگی ایشالا این پروژه هم به خوبی تموم میشه و هر دوتون عادت می کنید
مامان پریاگلی
9 بهمن 91 22:53
خوشتییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییپ
زهره مامان آریان
11 بهمن 91 0:11
امیدوارم این مرحله سخت رو به اسونی پشت سر بذارید و زیاد اذیت نشید نه خودتون نه ثمین جون. من با اینکه حدود 5 ماهی میشه آریان رو از شیر گرفتم هنوز گاهی دلم برا اون روزا که از شیره وجودم میخورد خیلی تنگ میشه